تبليغاتX
پارسی گویان

به نقل از بی‌بی‌سی، پنج شنبه 14 فوريه 2008 - 25 بهمن 1386


یک نهاد مدافع حقوق روزنامه نگاران افغان اقدام اخیر وزیر اطلاعات و فرهنگ این کشور، مبنی بر مجازات سه خبرنگار را نکوهش کرده است.

فهیم دشتی، سخنگوی اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، اقدام وزارت فرهنگ و اطلاعات افغانستان مبنی بر مجازات گزارشگر تلویزیون ملی این کشور و دو مدیر ارشد تلویزیون ملی افغانستان به دلیل به کارگیری واژه های فارسی را خلاف قانون اساسی این کشور دانست و از رئیس جمهور افغانستان خواست تا مانع این گونه اقدامات شود.

همچنین این اتحادیه از تمام نهادهای ملی و بین المللی دفاع از آزادی بیان و خبرنگاران خواست در برابر این اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان واکنش نشان داده و برای جلوگیری از آن از هرگونه امکاناتی استفاده کنند.

رهنورد زریاب، مشاور ارشد این اتحادیه، اقدام وزارت اطلاعات فرهنگ افغانستان را ضد منافع ملی این کشور دانست و گفت این اقدام تلاشی است برای از بین بردن هویت های سایر اقوام ساکن در افغانستان .

نکوهش اقدام وزات اطلاعات و فرهنگ افغانستان برای مجازات سه روزنامه نگار در مزارشریف در پی برخی انتقادات مشابه در چند روز گذشته صورت می گیرد.

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

به نقل از بی‌بی‌سی، سه شنبه 12 فوريه 2008 - 23 بهمن 1386

کمیسیون فرهنگی پارلمان افغانستان می گوید وزیر اطلاعات و فرهنگ کشور را در اعتراض به 'اقداماتش علیه زبان فارسی' استجواب می کند.

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، یکشنبه گذشته (21 دلو / بهمن)، یک گزارشگر تلویزیون این کشور در ولایت بلخ و دو کارمند ارشد این رسانه را، به دلیل کاربرد واژه های فارسی، مجازات کرد.

محمد محقق رئیس کمیسیون فرهنگی و دینی مجلس نمایندگان افغانستان می گوید این مسئله، در جلسه هفتگی کمیسیون بررسی شد و اعضای کمیسیون امور فرهنگی و دینی مجلس، تصمیم گرفتند عبدالکریم خرم، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان را، هفته آینده (سه شنبه 30 دلو)، برای استجواب (توضیح) به کمیسیون فراخوانند.

آقای محقق در یک گفتگوی تلفنی با بی بی سی، گفت اقدامات آقای خرم علیه زبان فارسی، به برخورد اخیر وی با کارمندان تلویزیون بلخ محدود نمی شود، بلکه کمیسیون امور فرهنگی و دینی مجلس نمایندگان، شش مورد از اینگونه اقدامات را فهرست کرده است تا در مورد آنها، از وزیر توضیح بخواهد.

گالری به جای نگارستان

رئیس کمیسیون امور فرهنگی و دینی مجلس افغانستان، حذف زبان فارسی از تابلو وزارت اطلاعات و فرهنگ و تغییر آن به زبان انگلیسی و پشتو، جایگزینی واژه انگلیسی گالری به جای واژه فارسی نگارستان در نگارستان ملی کشور و برخی تغییرات زبانی در برنامه های رادیو و تلویزیون ملی را، از جمله مواردی خواند که کمیسیون قصد دارد در مورد آنها، از عبدالکریم خرم توضیح بخواهد.

محمد محقق گفت تمامی اعضای کمیسیون امور فرهنگی و دینی مجلس، به فراخواندن آقای خرم موافق بودند، اما در مورد قانونی یا غیرقانونی بودن اقدامات وی، نظرات متفاوتی وجود داشته است.

وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان پیشتر به بی بی سی گفته بود که برخورد او با کسانی که از واژه های فارسی استفاده کرده اند، بر اساس قانون اساسی کشور (اصل شانزدهم) صورت گرفته که می گوید اصطلاحات ملی موجود باید حفظ شود.

اما محمد محقق با تاکید بر اینکه این تعبیر قابل بحث است، می گوید بخش دیگری از همین اصل قانون اساسی افغانستان، می گوید "نشر مطبوعات و رسانه های گروهی به تمام زبان های رايج در کشور آزاد است". بنابراین، به گفته آقای محقق، برخورد با نشرات فارسی دری رسانه ها، خلاف قانون اساسی است.

زبان 'بیگانه'؟

یکشنبه این هفته اعلام شد که مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در بلخ، در نامه ای به تلویزیون محلی این ولایت گفته اند، دکتر ذبیح الله فطرت رئیس رادیو و تلویزیون بلخ، داوود احمدی مدیر اطلاعات عمومی این رسانه و بصیر بابی، گزارشگر محلی تلویزیون در مزارشریف، را به علت کاربرد واژه های فارسی "دانشجو، دانشگاه و دانشکده"، به جای واژ های عربی و پشتوی محصل، پوهنتون و پوهنزی، تنبیه کرده اند.

مقامات اطلاعات و فرهنگ افغانستان، استفاده از این واژه ها را، "کلمات خلاف اصول فرهنگی و اسلامی" خوانده اند.

آقای بابی در گفتگو با بی بی سی این اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ را غیرعادلانه و بدور از انصاف خواند و گفت: "این حکم نشان می دهد که وزارت فرهنگ تحمل ندارد افغان ها زبان مادری خود را بکار ببرند و صدای ما را می خواهد در گلو خفه کند."

اما مقامات وزارت فرهنگ افغانستان در بلخ گفته اند که آقای بابی خواسته که قصداً "زبان بیگانه" را در افغانستان مروج کند.

این درحالی است که قانون اساسی افغانستان هر دو زبان فارسی دری و پشتو را به رسمیت شناخته و آنها را زبان های ملی خوانده است.

پیشتر نیز وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان نام "نگارستان ملی" را به "گالری ملی" تغییر داد. جایگزین واژه "نگارستان" با "گالری" برخی از فرهنگیان افغانستان را نسبت به سیاست های این وزارت درقبال فارسی دری نگران کرده است.

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

ظاهراً عمق فاجعه بیش از اینهاست. شاید خودتان این مطلب را بر روی بخش پارسی سایت بی‌بی‌سی خوانده باشید. اگر نه، حتماً آن را بخوانید و در مورد آن‌چه که ما پارسی‌زبانان بر سر زبان مشترکمان می‌آوریم، خودتان قضاوت کنید:


يکشنبه 10 فوريه 2008 - 21 بهمن 1386

مجازات برای به کارگیری زبان فارسی

مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان یک خبرنگار و دو مدیر مسئول خبر را به علت "استفاده از واژه های فارسی" در بلخ و کابل مجازات کرده اند.

در نامه ای عنوانی (خطاب به) تلویزیون محلی بلخ آمده است که بصیر بابی، گزارشگر محلی برای تلویزیون ملی افغانستان در مزارشریف، به علت "استفاده از کلمات خلاف اصول فرهنگی و اسلامی" برکنار شده و در سابقه کاری اش این "تخلف" تذکر داده شود

این مجازات، سابقه کاری بیست ساله آقای بابی برای تلویزیون دولتی افغانستان را زیر سوال برده است. 

همچنین دکتر ذبیح الله فطرت، رییس تلویزیون محلی بلخ و داوود احمدی، مدیر عمومی اطلاعات تلویزیون ملی افغانستان به همین علت، "مجازات نقدی" شده اند. 

زبانی که نه فارسی است و نه دری

بصیر بابی در گزارشی برای تلویزیون ملی افغانستان که از کابل پخش می شود، واژه "دانشکده" را به جای "پوهنحی" و دانشگاه را به جای "پوهنتون" استفاده کرده بود.

 وی همچنین "دانشجویان" را به جای "محصلین" بکار برده بود.

عبدالکریم خرم، وزیر فرهنگ افغانستان، حکم عنوانی تلویزیون بلخ "از سوی وزارت فرهنگ و اطلاعات افغانستان ارسال شده است"

آقای بابی پیش از این نیز هشدارهایی از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان مبنی بر "خودداری از استفاده از کلمات بیگانه" دریافت کرده بود.

 این خبرنگار افغان در مزارشریف می گوید که او هیچ جرمی را مرتکب نشده و فقط زبان مادری اش را که فارسی دری است، بکار برده است.

"مضحک و خنده آور"

آقای بابی در گفتگو با بی بی سی این اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ را غیرعادلانه و بدور از انصاف خواند و گفت: "این حکم نشان می دهد که وزارت فرهنگ تحمل ندارد افغانها زبان مادری خود را بکار ببرند و صدای ما را می خواهد در گلو خفه کند."

خبرنگار برکنار شده تلویزیون افغانستان افزود: "مجازات به جرم استفاده از زبان مادری ام، مضحک و خنده آور است."

اما مقامات وزارت فرهنگ افغانستان در بلخ گفته اند که آقای بابی خواسته که "قصدا" زبان بیگانه را در افغانستان مروج سازد.

 این اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در ولایت بلخ واکنشهای زیادی را برانگیخته است.

فرهاد عظیمی، استاد دانشگاه و رییس شورای ولایتی بلخ این حکم را غیرقانونی خوانده و آنرا محکوم کرده است.

قانون اساسی افغانستان هر دو زبان فارسی دری و پشتو را به رسمیت شناخته و آنها را زبانهای ملی خوانده است.

پیشتر نیز وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان نام "نگارستان ملی" را به "گالری ملی" تغییر داد. جایگزین واژه "نگارستان" با "گالری" برخی از فرهنگیان افغانستان را نسبت سیاستهای این وزارت درقبال فارسی دری نگران کرده است.

اما این بحث که آیا "دری افغانستان" با "فارسی ایران"، دو نام برای یک زبان است یا دو زبان متفاوت، به قوت وجود دارد.

 ولی اهل ادب و زبان افغانستان همواره تاکید داشته اند که دری و فارسی، زبان واحد و گویش های متفاوت یک زبان است.

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

دوست عزیزی که خود را با نام «م ج ل ه» معرفی کرده‌اند، پرسشی را مطرح کردند که بهانه‌ای شد برای نگاشتن مطلبی که در زیر می‌خوانید. البته در ابتدا می‌خواستم بسیار کوتاه در چند خط به این پرسش پاسخ دهم، اما طبق معمول، سخن به درازا کشید! قبلاً از این بابت عذرخواهی می‌کنم. خب، پرسش ایشان از این قرار است:


راستش من وقت ندارم و حوصله و سواد ادبی ندارم برم تحقیق کنم این فارسی افغانی و تاجی چه فرقی دارد. میشه شما یک جوری که من هم متوجه بشوم لطف کنید بگید اینها چه فرقی دارد چون راستش برای من که صحبت افغانی را میشنوم جز لحجه فرقی نمی بینم تاجیکی ها هم که حرف میزند همینطور فرق اساسی اینها تاریخ است که آنها را از ما جدا کرده یا فرقی دیگر است که بنده مقصر نمیبینم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در جواب باید گفت که زبان فارسی در ایران، زبان دری در افغانستان و زبان تاجیکی در تاجیکستان، در واقع سه گویش از یک زبان واحد (پارسی) هستند. اما طبیعی است که این سه گویشِ زبان پارسی با هم تفاوت‌های اندکی دارند. این تفاوت‌ها را می‌توان در چند گروه زیر تقسیم‌بندی کرد:

تفاوت در طرز تلفظ برخی صداها
تفاوت در آهنگ جملات
تفاوت در برخی لغات و اصطلاحات
تفاوت‌های جزئی در برخی ساختار‌های دستوری

(شایان ذکر است که در کمتر از صد سال اخیر، در نتیجه‌ی کاهش رابطه‌ی اداری و حکومتی میان کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان و همچنین در نتیجه‌ی سیاست های یک‌دست‌سازی فرهنگی در شوروی سابق، خط لاتینی و سیریلیک برای نوشتار زبان پارسی در تاجیکستان پذیرفته شد و اکنون نیز همین خط در آن سرزمین متداول است. اما در این نوشتار، ما تنها به تفاوت‌های گفتاری میان فارسی، دری و تاجیکی اشاره داریم.)

 این تفاوت‌های گفتاری را شاید بتوان، همان‌طور که دوست‌مان گفته‌اند، تفاوت لهجه نامید. اما این بستگی به این دارد که کلمه‌ی «لهجه» را چطور معنا کنیم. در زبان‌شناسی به گونه‌ای از طرز تلفظ‌های ویژه‌ی یک گروه زبانی لهجه می‌گویند. تقریباً در تمامی زبان‌های جهان، لهجه‌های گوناگون وجود دارند. لهجه‌ها معمولاً با مناطق جغرافیایی ارتباط دارند.
اگر مجموعه تلفظ‌های دو دسته از افرادی که به یک زبان صحبت می‌کنند به گونه‌ای باشد که همدیگر را نسبتاً آسان بفهمند، صحبت از لهجه می‌کنیم و اگر تفاوت‌های تلفظی یا دستوری به‌گونه‌ای باشد که درک متقابل با ایرادات و دشواری‌هایی روبرو باشد، از گویش صحبت می‌کنیم؛ یعنی در این حالت با دو گویش متفاوت از یک زبان روبرو هستیم.

در مورد فارسی، دری و تاجیکی، شاید بهتر باشد که به جای واژه « لهجه » ، اصطلاح « گویش » را به کار بریم؛ زیرا با اینکه یک ایرانی، یک افغان و یک تاجیک می توانند با هم صحبت کرده و حرف یکدیگر را بفهمند، گه‌گاهی، برای فهماندن منظور خود به دیگری، احتیاج به تکرار یک جمله و یا تغییر کلمات و ساختار جمله خود (دگرگویی) دارند. بدین ترتیب، بر خلاف کرمانی، اصفهانی، شیرازی و ... که لهجه‌هایی از فارسی هستند و مثلاً برای فارسی‌زبان در ایران تقریباً بدون دشواری قابل فهم هستند، دری، تاجیکی و فارسی، گویش‌هایی از زبان پارسی به شمار می‌روند.

در واقع می‌توان گفت که وجود لهجه‌ها و گویش‌های گوناگون در یک زبان امری کاملاً طبیعی است و در همه زبان‌ها کم و بیش به چشم می‌خورد. زبان مانند یک موجود زنده است که در طول زمان متحول می‌شود. این تحول به علت تاثیری است که زبان از افرادی که آن را به کار می‌برند می‌پذیرد. هر چه دامنه‌ی جغرافیایی‌ای که یک زبان در بر می‌گیرد گسترده‌تر باشد، تعداد و تنوع جوامعی که آن را به کار می‌برند بیشتر می‌شود و در نتیجه، امکان به وجود آمدن لهجه‌ها و گویش‌های گوناگون در آن زبان افزایش می‌یابد.

اما از سوی دیگر، هر چه میزان ارتباط فرهنگی، اجتمایی و اقتصادی میان جوامع و ملت‌هایی به یک زبان خاص صحبت می‌کنند بیشتر شود، تفاوت‌های زبانی در میان آن‌ها کاهش می‌یابد. این کاهش تفاوتِ‌ لهجه‌ها و گویش‌ها در دهه‌های اخیر، تحت تاثیر عواملی همچون افزایش مهاجرت و ارتباط بیشتر میان ساکنان کشورهای هم‌زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان شتاب بیشتری به خود گرفته است. گسترش رسانه‌های همگانی ارتباط جمعی، از قبیل شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی برون مرزی، سایت‌های اینترنتی علمی‌، فرهنگی و خبری و وبلاگ‌ها نیز نقش موثری را در زمینه‌ی نزدیک کردن لهجه‌ها و گویش‌های زبان پارسی داشته است.

در اینجا ذکر این نکته ضروری می‌نماید که نزدیک‌تر شدن این گویش‌ها نباید به از بین رفتن واژه‌ها و اصطلاحات خاص هر یک از این گویش‌ها منجر شود، بلکه باید به غنی‌تر شدنِ آن‌ها بینجامد. یعنی افرادی که به هر یک از سه گویش اصلی زبان پارسی (فارسی، دری و تاجیکی) صحبت می‌کنند می‌توانند با فراگیری واژه‌ها و اصطلاحات اصیل و درست گویش‌های دیگر این زبان، نه تنها به افزایش درک میان پارسی‌گویان کمک کنند، بلکه بر غنای زبان خود نیز بیفزایند. در این میان، پارسی‌شناسان، پارسی‌پژوهان و پارسی‌دوستانِ ایرانی، افغانی و تاجیک می‌توانند از طریق فعالیت‌های فرهنگی همچون ایجاد فرهنگ‌های مشترک لغات و یا با انتشار مقالات، به افزایش درک متقابل میان پارسی‌گویان و همچنین به غنی‌سازی گویش‌های مختلف این زبان کمک کنند. 

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

در خط میخی به جز ۳۶ نویسه‌ای که قبلآ از آن‌ها صحبت کردیم، ۵ اندیشه‌نما (ideograph) نیز وجود دارد که به علت کوتاهی‌ی‌شان برای صرفه جویی در فضای کتیبه‌ها از آن‌ها استفاده می‌شده است. این اندیشه‌نماها به شرح زیر اند.

اندیشه‌نماها در خط میخی

___________________
حقوق مربوط به تمامی مطالب و تصاویر موجود در این وبلاگ بر اساس قرارداد Creative Commons licence Attribution-Share Alike 2.5 Canada متعلق به وبلاگ پارسی‌گویان می‌باشد. شرایط استفاده از مطالب و تصاویر : Creative Commons License

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

قلم (فونت) خط میخی 2007/9/12 10:37 PM
می‌توانید قلم خط میخی را از طریق پیوند زیر دریافت کرده و بر روی رایانه خود در قسمت قلم‌ها نصب کنید.

دریافت قلم (فونت) خط میخی

برای آسانی بیشتر در تایپ، می‌توانید از جدول و تصویر صفحه کلید زیر استفاده کنید:

جدول کلیدهای تایپ خط میخی

 

صفحه کلید میخی 

___________________
حقوق مربوط به تمامی مطالب و تصاویر موجود در این وبلاگ بر اساس قرارداد Creative Commons licence Attribution-Share Alike 2.5 Canada متعلق به وبلاگ پارسی‌گویان می‌باشد. شرایط استفاده از مطالب و تصاویر : Creative Commons License

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

الفبای خط میخی 2007/9/12 2:12 PM
در بررسی‌های اخیری که در مورد کلمات جستجو شده به وسیله بازدیدکنندگان این وبلاگ انجام دادم، به این نتیحه رسیدم که تعداد زیادی از بازدیدکنندگان به دنبال شناخت بیشتر زبان پارسی باستان و میانه و خط مورد استفاده برای نوشتن آن‌هااز این وبلاگ بازدید می‌کنند. به همین دلیل قصد دارم از این پس، مطالبی را نیز در این مورد، در این وبلاگ بگنجانم.

قبل از هر چیزبه الفبای خط میخی و طرز تلفظ نویسه‌های آن می‌پردازم و اگر فرصت دست دهد، در مطالب بعدی، به تدریج به بررسی قواعد دستوری زبان پارسی باستان می‌پردازم.

خط مورد استفاده برای نوشتن پارسی باستان که خط میخی نامیده می‌شود، از چپ به راست نوشته می‌شده است. این خط از ۳۶ نویسه تشکیل شده است. به جز سه واکه (مصوت)  /آ/، /ای/، /او/، بقیه نویسه‌ها همخوان‌های (صامت‌های) صدادارهستند. یعنی هر همخوان در واقع یک واکه نیز در خود دارد و یک هجا را تشکیل می‌دهد (مثال: /ک‌ا/، /ک‌و/، /خ‌ا/، ... ). بنابراین زبان پارسی باستان زبانی هجایی بوده است. ۳۶ نویسه خط میخی و طرز تلفظ آن‌ها به قرار زیر است. همان‌طور که از جدول زیر پیداست، از بین ۳۳ واکه فارسی باستان، ۲۲ تای آن‌ها به صدای /ــَـ/، ۴ تای آن‌ها به صدای /ای/ و ۷ تای آن‌ها به صدای /او/ ختم می‌شوند.

 الفبای خط میخی

با اقتباس از کتاب «کتیبه‌های میخی امپراطورهای هخامنشی به زبان پارسی باستان»، نوشته نرمن شارپ، چاپ شده به زبان فرانسه به وسیله شورای مرکزی جشن‌های دو هزار و پانصدمین سالگرد بنیان‌گذاری امپراطوری ایران.

___________________
حقوق مربوط به تمامی مطالب و تصاویر موجود در این وبلاگ بر اساس قرارداد Creative Commons licence Attribution-Share Alike 2.5 Canada متعلق به وبلاگ پارسی‌گویان می‌باشد. شرایط استفاده از مطالب و تصاویر : Creative Commons License

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

هاشم رضی (۱۳۸۵) آموزش خط میخی: دستور زبان فارسی باستان همراه با گزیده ای از کتیبه های هخامنشی و واژه نامه،‌ تهران: انتشارات بهجت.

دكتر چنگيز مولايي (۱۳۸۴) راهنماي زبان فارسي باستان (دستور زبان ، گزيده متون ، واژه نامه)، نشر مهر نامگ.

رولاند گراب كنت / ترجمه و تحقيق: سعيد عريان (۱۳۸۴) فارسي باستان، پژوهشكده زبان و گويش با همكاري اداره كل امور فرهنگي.

سه کتاب در زمینه پارسی باستان

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

 

امروزه دیگر کسی درباره لزوم بنیاد نهادن بررسی‌های زبانی و زبانشناختی بر داده‌های واقعی و مستند تردیدی ندارد. در مطالعات زبانشناختی، هر چه پیکره زبانی مورد استفاده متنوع‌تر باشد، نتیجه مطالعه معتبر‌تر و سودمند‌تر خواهد بود. در طی چند دهه گذشته، زبانشناسان، به کمک متخصصان علوم رایانه‌ای، اقدام به ایجاد پایگاه‌های عظیم داده‌ها برای بسیاری از زبان‌های مطرح دنیا کرده‌اند. بسیاری از زبان‌ها امروزه دارای پایگاه‌های اطلاعاتی‌ای هستند که در آنها گونه‌های مختلف نوشتاری و گفتاری این زبان‌ها برای استفاده پژوهشگران نگهداری می‌شوند. این پایگاه‌های اطلاعاتی با هدف تسهیل مطالعات مستند زبانشناختی و کمک به گسترش زبان معمولاً از طریق شبکه اینترنت در دسترس همگان قرار می‌گیرند.

  

تا چندی پیش زبان پارسی و پارسی‌پژوهان از چنین موهبتی بی‌بهره بودند. زبانشناسانی که برای شناخت بیشتر زبان پارسی به تحقیق در مورد این زبان می‌پردازند، همواره برای مستند ساختن تحقیقات خود با مثال‌های واقعی از ساختار‌های مورد استفاده به وسیله پارسی‌زبانان مجبور بودند که به صورت کاملاً دستی و غیر خودکار به جستجو در کتاب‌های نوشته شده به زبان پارسی، یا در گفتار مردم عادی بپردازند. به این ترتیب نه تنها زمان بسیاری به جای صرف شدن در بررسی داده‌های زبانی تنها صرف یافتن این داده‌ها می‌شد، بلکه نتایح بررسی داده‌های زبانی معمولاً به علت محدودیت مثال‌های مورد مطالعه، به ندرت قابل تکیه و استناد بود.

 

اما به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و همچنین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، پایگاهی به نام پایگاه داده های زبان فارسی (دادگان فارسی) ایجاد شده است که در بر گیرنده مقادیر قابل توجهی از گونه‌های مختلف گفتاری، نوشتاری، سبکی و کاربردی این زبان می‌باشد. بنا بر اطلاعات منتشر شده توسط مسئولین این پایگاه، در حال حاضر افزون بر ۳۳۰۰۰۰۰۰ (سی و سه میلیون) واژه در این پایگاه وارد شده و متون نوشتاری و نوارهای صوتی و تصویری لازم برای رساندن داده‌های این پایگاه به ٨٨۰۰۰۰۰۰ (هشتاد و هشت میلیون) واژه جمع‌آوری شده است. کار غنی‌سازی اطلاعاتی این پایگاه به طور همیشگی و با افزودن منابع تازه همچنان ادامه دارد.

 

از خصوصیات اين سامانه می‌توان به امکان جستجوی واژه ها و ترکیب ها، بررسی بسامد آنها و ایجاد گزارش های آماری متنوعی از متون اشاره کرد. افزون بر اصل متن ها و واژه های به کاررفته در آنها، معنی، مقوله دستوری، آوانگاشت و ريشه یا (بنواژه) بسیاری از واژه ها نيز در پايگاه وجود دارد.

 

آدرس این پایگاه به شرح زیر است:

Persian Linguistic Database : http://pldb.ihcs.ac.ir

 

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |


در آغاز دوران اسلامی مسلمانان تلاش کردند قرآن را به نگارش در آورند. عدهٔ کمی از آنها که نوشتن می‌توانستند شامل «علی‌بن ابیطالب»، «عمربن خطاب» و «طلحة‌بن عبیدالله» قرآن را به نگارش درآوردند. در این نگارش از حروف نبطی یا سریانی استفاده شد. خط‌های نبطی و سریانی هر دو از خط آرامی منشا گرفته بودند. در این خط ابهامات زیادی بود و حروف بدون نقطه نوشته می‌‌شدند. برای نمومه در این خط ب ،ن ،ت ،ث و ی همانند هم نوشته می‌‌شدند و یا ح، خ، ج و یا س و ش همانند بودند. مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نیز در میان واژه‌ها نوشته نمی‌شد.


از آنجا که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند. ولی پس از آنکه عرب‌ها ایران را تسخیر کردند، ایرانیان مسلمان نظیر «یزید فارسی» تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن که در آن ابهامات زیادی بود را بهبود بخشند. از سوی دیگر چون بیشتر عرب‌ها خواندن و نوشتن نمی‌دانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی بوده بودند با نیم نگاهی به خط پهلوی تلاش کردند بر دقت و وضوح شیوه نوشتار بیفزایند. ایرانیان همچنین بر اساس نیازهای زبانی خود حروف گ، پ، چ و ژ را به الفبای تکامل یافته عربی افزودند و الفبای فارسی را پدید آوردند.


ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. از سده سوم هجری به علت رواج نامه نگاری‌های دیوانی، کم کم خط‌های مانوی و پهلوی، جای خود را به الفبای فارسی دادند. بیشتر افراد گمان می‌کنند که ایرانیان خط کنونی خود را از عرب‌ها وام گرفته اند، حال آنکه این خط، خطی است که خود در شکل گیری آن سهم عمده‌ای داشته اند.

با اقتباس از :

همایون فرخ، رکن الدین  (۱۳۸۴). سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان. تهران: انتشارات اساطیر

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |


این هم فهرست سه کتاب مرجع در زمینه خط نوشتاری زبان پارسی :

کابلی، ایرج (۱۳۸۴). درست‌نویسی‌ی خط‌ فارسی. تهران: انتشارات بازتاب‌نگار

همایون فرخ، رکن الدین  (۱۳۸۴). سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان. تهران: انتشارات اساطیر

اديب سلطانى، ميرشمس الدين (۱۳۷۸). درآمدى بر چگونگى شيوه خط فارسى. تهران: انتشارات ‏اميركبير

سه کتاب در زمینه خط پارسی

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

تناقض نگارشی در کتاب‌های درسی، «چه‌گونه نوشته‌ايد، چه‌گونه بخوانيم؟!» مقاله‌ای ست از داوود ملک زاده که در دوهفته‌نامه‌ی نگاه (نشريه‌ی داخلی‌ی آموزش و پرورش، نيمه‌ی اول آذر۸۲)، روزنامه‌ی اطلاعات (۲۵/۱۰/۸۲)، روزنامه‌ی اعتماد (۱۸/۱۲/۸۲) و روزنامه‌ی جام جم (۱۵/۱/۸۳) به چاپ رسیده است.

نویسنده در این مقاله به دو موضوع زیر می پردازد :

۱. مطرح شدن نکات دستوری و نگارشی تنها در کتابهای درسی و عدم توجه فرهنگستان به به‌کار‌گیری شیوه‌ای هماهنگ در نوشتار در دیگر بخشهای تاثیر گذار از جمله نشریات، ادارات، تلویزیون، مراکزانتشاراتی و چاپخانه‌ها.
۲. ناهم‌آهنگی شدید شیوه نوشتاری در کتاب های درسی آموزش و پرورش که به بی اعتمادی و سردرگمی دانش‌آموزان و معلمان می‌انجامد.

نظر شما چیست؟ به نظر شما چگونه می‌توان به یک شیوه نوشتاری هماهنگ برای زبان پارسی دست یافت؟

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

بررسی سه پیشنهاد در شیوه نگارش فارسی، «حتا مثلن خواهر» مقاله ای ست از افشین دشتی که در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۳ در روزنامه شرق به چاپ رسیده است. نویسنده پس از اشاره ای گذرا به تاریخچه فعالیت های فردی و جمعی انجام گرفته در زمینه اصلاح شیوه ی نوشتاری خط فارسی، به بررسی سه پیشنهاد زیر می پردازد:

 

۱. جایگزینی الف مقصوره با الف معمولی (مثال: حتا، تقوا، فتوا، تمنا، مصطفا، عيسا به جای حتی، تقوی، فتوی، تمنی، مصطفی، عیسی)

۲. جایگزینی تنوین با حرف «ن» (مثال: واقعن، حتمن، ابدن، اتفاقن به جای واقعاً، حتماً، ابداً، اتفاقاً)

۳. حذف واو معدوله (مثال: خاهر، خاستن، خاهش و خاندن به جای خواهر، خواستن، خواهش و خواندن)

 

نظر شما چیست؟ به نظر شما آیا این سه پیش‌نهاد برای آسان‌سازی نوشتار در زبان پارسی مناسب هستند؟

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

«زبان فارسی یا ملتِ فارس ؟» عنوان مقاله ای است از آقای  محمد جلالی چیمه (م.سحر) که در ماه می سال ۲۰۰۶ میلادی در تارنمای «فرهنگ و هنر» انتشار یافته است.  نویسنده در این مقاله به کارگیری واژه «فارس» در معنای ملت فارس را به طور کامل به چالش می کشد و توطئه ای تاریخی در جهت تفرقه افکنی بین اقوام مختلف ایرانی قلمداد می کند. او سپس به کمک مثالهایی روشنگر و اشاره هایی تاریخی می کوشد تا نشان دهد زبان پارسی فراتر از زبان یک قوم خاص، همواره در طول تاریخ  رشته پیوند اقوام گوناکون بوده است و نقش زبانی فراقومی و فراملی را ایفا کرده است.

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

ناهماهنگی خط و زبان پارسی

 

سال هاست که بحث هایی در مورد ناهماهنگی ها و کاستی های خط کنونی زبان پارسی در میان برخی از پارسی گویان و پارسی شناسان به وجود آمده است. گروهی با برشمردن مصادیقی از این ناهماهنگی ها و مشکلاتی که در زمینه یادگیری این زبان برای دانش آموزان پارسی زبان و همچنین برای غیر پارسی زبانان ایجاد می کند خواستار چاره اندیشی در مورد خط کنونی این زبان هستند. از طرف دیگر، با پیشرفت فن آوری رایانه ای و اینترنت در دهه های اخیر و مشکلات کاربران پارسی زبان در به کارگیری این زبان در محیط های مجازی و رایانه ای، تامل در مورد خط نوشتاری زبان پارسی به موضوعی عمومی تبدیل شده است.

 

چند حرف برای یک صدا

 

این درست است که خط  کنونی زبان پارسی با خصوصیات آوایی این زبان هماهنگی کامل ندارد. در حال حاضر ما در زبان پارسی برای نوشتن یک صدای خاص گاه در کلمات مختلف از دو، سه و یا چهار حرف مختلف استفاده می کنیم. مثلاَ برای نوشتن صدای [t] دو حرف «ت» و «ط» را داریم. برای نوشتن صدای [s] سه حرف «س»، «ص» و «ث» را داریم و برای نوشتن صدای [z] از چهارحرف «ز»، «ذ» و «ض»و «ظ» استفاده می کنیم.  این مساله یادگیری خط پارسی را برای نو آموزان تا حد زیادی مشکل می سازد.

 

 علت این ناهماهنگی در این است که الفبای زبان پارسی از الفبای ایجاد شده برای زبان عربی گرفته شده است. حال آنکه زبان پارسی با زبان عربی از نظر آوایی تفاوت زیادی دارد. مثلا بر خلاف زبان عربی که در آن چهار صدای مختلف برای چهارحرف «ز»، «ذ»، «ض» و «ظ» وجود دارد، در زبان پارسی تنها یک نوع صدای [z] وجود دارد. البته پارسی زبانان توانسته اند تا حدی که ضرورت داشته است این خط را با زبان خود تطبیق دهند. مثلاَ چهار حرف «پ»، «چ»، «ژ» و «گ» را که در الفبای عربی وجود ندارد را به الفبای مورد استفاده خود اضافه کرده اند. اما متاسفانه حروف اضافی که معادل آوایی در زبان پارسی ندارند از الفبای این زبان حذف نشده اند.

 

باید گفت که وجود چند حرف برای بیان یک صدا به خودی خود ایراد محسوب نمی شود کما اینکه در بسیاری از زبان های دیگر نیز چنین مواردی کم و بیش یافت می شوند. به عنوان مثال، در زبان انگلیسی برای نوشتن صدای [K] در برخی کلمات مثل  kayakیا kosher از حرف «K» ، در برخی دیگر از کلمات مثلcamel   یاcompany  از حرف «C» و در برخی دیگر مانند quality یا quota از حرف «Q» استفاده می شود. بر این وضعیت نمی توان خرده گرفت زیرا سیر تحولی این زبانها چنین وضعیتی را ایجاب کرده است.

 

چند صدا برای یک حرف 

 

یکی دیگر از مشکلاتی که به آن اشاره می شود این است که یک حرف خاص می تواند در کلمات مختلف برای نوشتن صداهای مختلفی به کار رود. مثلآ حرف «و» در واژه «تو» نمایانگر صدای [o]، در واژه «روان» نمایانگر صدای [v]، در واژه «زور» نمایانگر صدای [u]، در واژه «جور (به معنی ستم)» نمایانگر صدای [ow]، و در واژه «خوار» به کلی خاموش است. این وضعیت نیز تنها مختص خط کنونی زبان پارسی نیست و کم و بیش می توان آن را در برخی از زبانها مشاهده کرد.  باز هم مثالی از زبان انگلیسی می آورم که با وجود تمام مشکلاتش به زبانی بسیار گسترده وغنی تبدیل شده است. در زبان انگلیسی حرف «U» در واژه  «utility» صدای [yu]، در واژه «mute» صدای [iyu]، در واژه «umbrella» صدای [â]، در واژه «murder» صدای [ə]، و در واژه «rude» صدای [u] می دهد.

 

حروف آواره

 

مورد دیگر اینکه چند حرف نيزدر زبان پارسی وجود دارند كه به صورت رسمی  جزو حروف زبان پارسی شمرده نمی شوند اما  در برخی از واژه ها که از عربی گرفته شده اند يافـت می شوند مانند الف كوتاه در کلمه «عيسى» یا ت گرد درکلمه «دايرةالمعارف» و یا همزه در کلمه «مسئله». این موضوع نیز مختص زبان پارسی نیست. مثلا در زبان انگلیسی نیز کلمات بسیاری وجود دارند که از زبان فرانسه گرفته شده اند و گروهی از آنها شکل خاصی از حروف را با خود آورده اند که در زبان انگلیسی وجود ندارد. برای نمونه، در واژه های «déjà vu»، «tête à tête»، «à la mode» و «vis-à-vis» که از زبان فرانسه به زبان انگلیسی وارد شده اند، سرکش هایی که بر روی حروف «e» و «a» قرار داده می شوند با زبان انگلیسی کاملآ بیگانه اند.

 

صداهای نامر‌ئی

 

اما یکی ازمشکلات اصلی خط کنونی زبان پارسی نوشته نشدن واکه های کوتاه (ــَـ ، ــِـ ، ــُـ ) در درون واژه هاست. به عنوان مثال برای تلفظ واژه «ادب»، دو صدای [a] ادا می شود: یکی در ابتدای واژه و دومی بعد از صدای [d]. در نوشتن این واژه، اولی به وسیله حرف «ا» نوشته می شود اما دومی، چون در درون واژه قرار دارد، نوشته نمی شود. عدم وجود ايـن واكه در درون واژه ها باعث مي شود كه واژه ها ى بسيارى بـا تلفظ های گوناگون به یک شکل نــوشـتـه شـونـد. مثلا [sar]، [ser] و [sor] هر سه به شکل «سر» نوشته می شوند یا [gol] و [gel] هر دو به صورت «گل» نوشته می شوند. البته باتکیه بر شناخت قبلی از این کلمات و با توجه به زمینه و بافت کلام می توان این واژه ها را از یکدیگر بازشناخت. اما خواندن واژه های نو يا بیگانه به علت عدم شناخت قبلی خواننده از این گونه واژه ها تا حد زیادی دشوارتر می شود. گاهی برای ساده كردن خواندن بـرا ى كودكان و نو آموزان، ۳ نماد جداگانه نمـودار ايــن ۳ واكه  یعنی ــَـ ، ــِـ و ــُـ ، در زير يـا زبر واژه نهاده می شوند. با اینکه این نمادها به تلفظ درست کمک می کنند، اما به کارگیری آنها گاهی اوقات با مشکلاتی همراه است. مثلا این نمادها در برخی متون چاپی و الکترونیکی با نقطه ها یا سرکش ها درمی آمیزند و باعث پیچیدگی بیشتر متن می شوند.

 

 راست، چپ، راست

 

مشکل دیگر نوشته شدن خط کنونی پارسی از راست به چپ و نوشته شدن شماره ها و اعداد از چپ به راست است. این موضوع نوشتن مدارک علمی، ریاضی و همچنین نوشته هایی را که در آنها واژگان با شماره ها در آمیخته اند (مثل کتابنامه ها) را مشکل می سازد.

 

راه حل چیست؟

 

پرسشی که در مقابل تمامی این مشکلات نوشتاری در ذهن تداعی می شود این است که راه حل چیست؟ آیا می توان تمامی این ناهماهنگی ها و کاستی ها را از خط پارسی زدود؟ آیا اصولا می توان موارد مذکور را ناهماهنگی یا کاستی نامید؟ چگونه می توان خواندن و نوشتن را، چه بر روی کاغذ و چه در محیط های مجازی، برای پارسی آموزان و پارسی گویان آسانتر و عملی تر ساخت؟

 

شکی نیست که یک زبان مستقل از خطی است که بدان نوشته می شود. بدین معنا که یک زبان می تواند با خطوط متفاوتی نوشته شود. زبان پارسی خود مثال خوبی در این مورد است زیرا در دوره های مختلف به خطوط مختلف نوشته می شده است. چنان که اسناد و آثار به جا مانده از این زبان از دوره هخامنشی به خط میخی است در حالی که در زمان ساسانیان این زبان به چند خط از جمله پهلوی نوشته می شده است و سرانجام در بیش از هزار سال اخیر زبان پارسی به خط عربی ـ پارسی نگاشته می شود.

 

تصویری از چند اثر قدیمی خطی

 

 در واقع می توان گفت که اصالت با شکل گفتاری زبان است نه با صورت نوشتاری آن و نوشتار تنها  قراردادیست برای انتقال گفتار. اما آیا این بدان معناست که، همانند آنچه گروهی پیشنهاد می کنند، می توان برای رفع مشکلات نوشتاری زبان پارسی به ناگهان خطی را که اقوام مختلف در طول بیش از هزار سال برای ماندگار کردن افکار، هنر و احساسات خود مورد استفاده قرار داده اند را به یکباره به دور ریخت و خط دیگری مثل خط لاتین را جایگزین آن کرد؟ اگر خط پارسی امروزه در دنیای مجازی و رایانه ای موقعیت خوبی برای خود دست و پا نکرده است، این بدون شک حاصل عقب ماندگی پارسی گویان درعلم و فن آوریست، نه معلول ناکارآمدی ذاتی خط یا زبان پارسی. آیا هیچ از خود پرسیده ایم که چرا خط لاتین امروزه در دنیای رایانه ای حرف اول را می زند؟ آیا غربیها نبودند که فن آوری های مختلف در این زمینه را گسترش دادند و خط و زبان خود را به طور کامل با آن هماهنگ کردند؟ آیا بهتر نیست به جای فکر کردن به تغییر خط کنونی زبان پارسی به راههای آسان سازی و هماهنگ سازی خط پارسی و گسترش و بهینه سازی امکانات آن در دنیای رایانه ای پرداخت؟ گذشته از این، آیا می توان مثلا طرفدار تغییر خط زبان پارسی مثلا در ایران از خط کنونی آن به خط  لاتین بود و در مقابل خط مورد استفاده برای این زبان در دیگر کشورهای پارسی زبان همچون افغانستان و تاجیکستان بی تفاوت بود؟

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

کتابنامه شماره ۳ 2007/6/19 0:47 AM
جای دادن مقالات زیر در کتابنامه های ۱ و ۲، که قبلا آورده شدند، به علت کلیت موضوعی این مقالات امکانپذیر نبود. به همین دلیل آنها را در کتابنامه جداگانه ای می آورم.

کتابنامه شماره ۳ : مقالاتی در مورد تمامی گونه های زبان پارسی (ایرانی، افغانی، تاجیکی)

ستارزاده، عبدالنبی (١٣٧٢) لزوم همگون ساختن اصطلاحات در زبان فارسی، دری و تاجیکی. در کافی، علی (ناشر) زبان فارسی، زبان علم؛  مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی و زبان علم، ٢٨ تا ٣٠ اردیبهشت ١٣٧٠ ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

 

نایل، حسین (١٣٧٢) نمایه هایی از ناهمگونی اصطلاحی و املایی در زبان فارسی. در کافی، علی (ناشر) زبان فارسی، زبان علم؛  مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی و زبان علم، ٢٨ تا ٣٠ اردیبهشت ١٣٧٠ ، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

 

محمد رحیم، الهام (١٣٧٢) رسم الخط زبان فارسی به عنوان زبان علم. در کافی، علی (ناشر) زبان فارسی، زبان علم؛  مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی و زبان علم، ٢٨ تا ٣٠ اردیبهشت ١٣٧٠، صص ٤٤٧ـ٤٣٦، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

 

یکتا، مجید (١٣٤٧) زبان دری یا فارسی یا تاجیکی. در وحید، ٨.٥، صص ٧٤٠ـ٧٣٥.

 

یارشاطر، احسان (١٣٣٦) زبان و لهجه های ایرانی. در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ٢و١.٥، صص ٤٨ـ١١، تهران.

 

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

کتابنامه شماره ٢ 2007/6/19 0:27 AM

به دنبال کتابنامه شماره ۱ که در این وبلاگ آوردم و دربردارنده مقالاتی درباره زبان پارسی تاجیکی بود، اینک کتابنامه دیگری در زمینه پارسی افغانی (دری) را در زیر می آورم. باشد که مورد استفاده پارسی پژوهان قرار گیرد.

 

کتابنامه شماره ٢: مقالاتی در زمینه پارسی افغانی (دری)

 

افغانی نویس، عبدالله (١٣٦٩) لغت های آمیانه فارسی افغانستان. موسسه بلخ.

 

آذر، مهدی (١٣٦٤) یادداشتی درباره فارسی دری. در نامواره دکتر محمود افشار، ١ ، صص ٤٨١ـ٤٥١.

 

بزرگ چامی، پریزاد (٥٣ـ١٣٥٢) بررسی اسم در زبان دری. رساله دکترا، دانشگاه تهران.

 

محمد رحیم، الهام (١٣٣٧) تاثیر زبان و ادب دری بر عربی. در ادب، ١، صص ٢٤ـ١٦؛ ٢، صص ٣٢ـ٢١.

 

محمد رحیم، الهام (١٣٤٧) بحثی انتقادی درباره دستور زبان دری. در ادب، ٤و٣.١٦، صص ١٣٨ـ١١٩؛  ٦و٥.١٦، صص ٦٦ـ٦١؛  ٢و١.١٧، صص ٩٣ـ٨٢ ؛  ٤و٣.١٧، صص ٩٢ـ٨١.

 

محمد رحیم، الهام (٥٣ـ١٣٥٢) تاریخ روشهای دستورنویسی زبان دری. در ادب، ٦و٥.٢١، صص ١٤٢ـ١٣٧؛ ١.٢٢، صص ٣٧ـ٣؛  ٢.٢٢، صص ٣٦ـ٣ ؛  ٣.٢٢، صص ١٦ـ٣.

 

غرجستانی، محمد عیسی (١٣٧٠) زبان فارسی در افغانستان. در آینده، ٨ـ ٥.١٧ ، صص ٣٦٩ـ ٣٦٧.

 

جوری زاده، عبدالغفار؛ عابدی، عثمان (١٣٦١) لغت شناسی زبان معاصر دری در اتحاد شوروی و افغانستان. در خراسان، ١.٣، صص ٢٦ـ١٨.

 

کیسیلوا، لیدیا نکولایانا (١٣٥٣) مقالاتی در لغت شناسی زبان دری. در ادب، ١.٢١، صص ٤٧ـ٣٨.

 

کیسیلوا، لیدیا نکولایانا (١٣٥٥) ماخذ مطالعه لغت زبان دری و نظری بر لغت نامه های افغانی. در ادب، ١.٢٤، صص ٦٢ـ٤٦.

 

لسان، حسین (١٣٥٣) بحثی درباره زبان دری. در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ٤.٢١، صص ١٤٦ـ١٣٥، تهران.

 

لسان، حسین (١٣٧٢) فارسی دری در آن سوی مرزها. در آشنا، ١٠، صص ٢٥ـ١٦.

 

ماهیار، عباس (١٣٥٦) فارسی دری در سده های یکم و دوم و سوم. در اولین کنگره تحقیقات ایرانی، ٢.٧، صص ٤٠٧ـ٣٩٠، تهران.

 

میرعبدالواحد (١٣٧٢) معیاری ساختن واژه های علمی در زبان فارسی دری. در کافی، علی (ناشر) زبان فارسی، زبان علم؛  مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی و زبان علم، ٢٨ تا ٣٠ اردیبهشت ١٣٧٠، صص ٤٤٦٠ـ٤٤٥، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

 

نگهت سعدی، محمد نسیم (١٣٤٧) ساخت و انواع کلمه مرکب در زبان دری. در ادب، ٢و١.١٦، صص ٩٣ـ٨٦.

 

نگهت سعدی، محمد نسیم (١٣٤٧) ساختمان و انواع جمله در نثر معاصر دری. در ادب، ٤و٣و.١٦، صص ٩٠ـ٥٩.

 

نگهت سعدی، محمد نسیم (١٣٤٧) ساختمان و اقسام عبارت و گفته در زبان دری. در ادب، ٦و٥.١٦، صص ٦٠ـ٥٣.

 

نگهت سعدی، محمد نسیم (١٣٥٦) منشا زبان دری و انتشار آن . در ادب، ١.٢٥، صص ١١٠ـ١٠٣.

 

نوید، سِنزیل (١٣٧٣∕١٩٩٤) بررسی مختصر گویش های دری کابل و فارسی تهران در: مرعشی، مهدی (ناشر):

Persian Studies in North America, Studies in Honor of Mohammad Ali Jazayeri. Maryland : Iran books 1994 (Persian Section).

 

روعین، رازق (١٣٦٣) پیش درآمدی بر املای دری. در خراسان، ٦.٣، صص ١٨ـ١٢.

 

واحدف (١٣٦١) شناختی از فرهنگ نگاری دری در سده های ده تا پانزده میلادی. در خراسان، ٤.٢، صص ٢٨ـ١٠.

 

یمین، حسین (١٣٦١) ساختمان ریشه فعل در زبان دری. در خراسان، ١.٢، صص ٥٩ـ٤٣.

 

یمین، حسین (١٣٦١) حدود برخی از اجزای جمله در زبان دری. در خراسان، ٢.٢، صص ١٧٣ـ١٦٧.

 

یمین، حسین (١٣٦١) عبارت و ساختمان آن در زبان دری. در خراسان، ٣.٢، صص ١١٤ـ٩٨.

 

یمین، حسین (١٣٦٣) نقش صوت ها در دگرگونی تلفظ واژه های زبان دری. در خراسان، ١.٤، صص ٥١ـ٣٥.

 

زاهدی، محمد عمر (١٣٥٥) عدد در زبان دری. در ادب، ١.٢٥، صص ١١٤ـ٩٩.

 

زیار، مجاور احمد (١٣٦١) ترکیبات اسمی در زبان دری. در خراسان، ١.٢، صص ١٥٣ـ١٥٠.

 

زُمرّدیان، رضا (٥٢ـ١٣٥١) مقایسه واژگانی میان پارسی باستان و پارسی دری. در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، ٢.٨، صص ٤٢٩ـ٤١٩؛ ٤.٩، صص ٦٦١ـ٦٥١، مشهد.

 

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

کتابنامه شماره ١ 2007/6/17 5:31 PM

بدون شک یکی از بهترین راه های غنی سازی زبان پارسی، گسترش درک پارسی گویان از خصوصیات گونه های مختلف این زبان در میان دیگر اقوام پارسی زبان ست. هر یک از این گونه های زبان پارسی ایرانی، پارسی افغانی و پارسی تاجیکی دارای واژه ها ، اصطلاحات و حتی ساختار های منحصر به فردی است که اگر به گونه های دیگر این زبان منتقل شود، می تواند تا حد زیادی به غنی تر کردن آنها کمک کند. در این میان پژوهشگران زبان پارسی می توانند با انجام تحقیقات و ارایه مقالات، نقش موثری را در این زمینه ایفا کنند.

در همین راستا قصد دارم سلسله ای از کتابنامه های مرتبط با گونه های مختلف زبان پارسی را، جهت استفاده پژوهشگران، به مرور در این وبلاگ بگنجانم. اولین کتابنامه که شامل مقالاتی مربوط به پارسی تاجیکی است، در زیر می آید.

 

کتابنامه شماره ١: مقالاتی در زمینه پارسی تاجیکی

 

حاتمی، داوود (١٣٧٨) چشم انداز زبان فارسی در آسیای میانه. در ایران شناخت، نامه انجمن ایران شناسان کشورهای مشترک المنافع و قفقاز، ١٢ ، صص ٢١٢ـ٢٠٢ ، تهران.

 

کلباسی، ایران (١٣٧٤) فارسی ایران و تاجیکستان : یک بررسی مقابله ای. موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران.

 

شکوراف، محمد جان (١٣٧٢) نظری به اصطلاحات علمی تاجیکی. در کافی، علی (ناشر) زبان فارسی، زبان علم؛  مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی و زبان علم، ٢٨ تا ٣٠ اردیبهشت ١٣٧٠، صص ١٥٤ـ١٤٣، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

 

شریفی، هدیه (١٣٧٢) تاثیر زبان روسی بر زبان تاجیکی. در کافی، علی (ناشر) زبان فارسی، زبان علم؛  مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی و زبان علم، ٢٨ تا ٣٠ اردیبهشت ١٣٧٠، صص ١٦٤ـ١٥٥، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

 

تورسان زاد، اکبر (١٣٧١) کناری از قلمروی زبان فارسی ∕  زبان تاجیکی. در آینده، ٦ـ ١.١٨ ، صص ١٨ـ ٥.

 

اما نوا، فیروزه (١٣٧٠) سخنی از تفاوت های فارسی ایران و تاجیکستان. در مجله زبان شناسی، ٢ و ١. ٨ ، صص ١١ـ٢.

 

صادقی، علی اشرف (١٣٧٠) واژه های فریبکار در فارسی تاجیکی. در مجله زبان شناسی،  ٢ و ١. ٨ ، صص ٢٢ـ١٢.

 

ابراهیمی، حبیب (١٣٦٨) یادداشتی درباره فارسی تاجیکستان. در نامواره دکتر محمود افشار، ٥ ، صص ٢٦٩٣ـ٢٦٨٧.

 

جمشیدف، پروانه جان (١٣٦٨) زبان فارسی تاجیکی زبان دولتی. در ایران نامه، مجله تحقیقی ایران شناسی، ٧ ، صص ٧٣٢ـ٧٣١.

 

سقایی، محسن (١٣٦٨) مسائل زبان فارسی در تاجیکستان، در نشر دانش، نشریه مرکز نشر دانشگاهی،  ٦.٩ ، صص ٢٨ـ٢٢ ، تهران.

 

روان، فرهاد (١٣٦٠) زبان تاجیکی ماوراءالنهر. آکادمی علوم افغانستان، کابل.

 

سجادیه (١٣٤٨) زبان فارسی در تاجیکستان. در وحید، ٦.٨، صص ٧٠٦ـ ٧٠٢.

 

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

نام زبان تاجیکی مناسب با نام ملت تاجیک است : مقاله ای از دادخدا سیم الدین اف، مدير پژوهشگاه زبان و ادبیات رودکی در آکادمی علوم تاجیکستان که در تاریخ 2 اوت 2004 میلادی در بخش پارسی سایت بی بی سی انتشار یافته است. دادخدا سیم الدین اف در این مقاله به نقد مقاله آذر کیانی، پژوهشگر تاجیک می پردازد. او با نگاهی تاریخی به عناوین به کار گرفته شده برای زبان پارسی، بر خلاف آذز کیانی استدلال می کند که گونه ای از زبان پارسی که در تاجیکستان امروزی به کار برده می شود باید «تاجیکی» نامیده شود نه «پارسی».

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |

چرا پارسی؟ 2007/5/19 6:48 PM

در این وبلاگ ما از واژه « پارسی » برای اشاره به تمامی گونه ها و گویش های این زبان (فارسی، دری و تاجیکی) استفاده می کنیم. به باور ما این واژه به دلیل خنثی بودن و عدم وابستگی به یک گونه زبانی خاص می تواند نامزد خوبی برای اشاره به این زبان در معنایی گسترده تراز مرزهای جغرافیایی کشورها باشد. زبان پارسی در معنای گسترده متعلق به یک قوم یا ملیت خاص نیست. نه ایرانیان، نه افغانیان و نه تاجیکیان، نه هیچ قوم و ملت دیگری نمی باید که زبان پارسی را تنها از آن خود بدانند. زبان پارسی همانند هر زبان دیگری به عنوان یک گنجینه فرهنگی متعلق به تمامی کسانی است که به آن صحبت می کنند. زبان پارسی متعلق به تمامی پارسی گویان از هر ملت، نژاد و فرهنگ است.

نوشته شده توسط علی پاکدل  | لینک ثابت |